السيد الخميني
رسالهء نجاة العباد 286
رساله نجاة العباد و حاشيه بر رساله ارث ملا هاشم خراسانى ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 28 )
سفيه بودن سفيه كسى است كه در او حالت رعايت مصالح خودش نباشد و مال را در غير محلش صرف و تلف كند و معاملاتش از روى تدبير و كياست نباشد و مبالات نداشته باشد در فريب خوردن و ضرر بردن ، و بالجمله كارهايش بر خلاف كارهاى عرف و عقلا باشد بالنسبه به اموالش در خرج و دخل . مسأله 1 - شخص سفيه ممنوع است از تصرف در اموالش به نحوى كه در نابالغ گذشت . و همينطور ممنوع از قرار دادن چيزى است به ذمهاش چنانچه در طفل گذشت و اگر سفاهتش متصل باشد به زمان طفوليتش ؛ به اين معنى كه وقتى به حد بلوغ رسيد با حال سفاهت رسيد ، ممنوع بودنش از تصرفات موقوف به حكم حاكم شرع نيست ، و اما اگر سفاهتش متصل نباشد به زمان طفوليت و در حال بلوغ عارض شود ، ممنوعيت او متوقف به حكم حاكم است . مسأله 2 - اگر طفل ، با سفاهت به حد بلوغ رسيد ، ولايت او با پدر و جد است ، و اگر بعد از بالغ شدن سفيه شد ولايتش با حاكم شرع است . مسأله 3 - اگر عقدى را سفيه كرد و ولىّ او اجازه داد ، آن عقد صحيح مىشود ، و همينطور اگر خودش رشيد شد و اجازه كرد . مسأله 4 - نكاح سفيه بىاجازه يا اذن ولىّ صحيح نيست ، لكن طلاق و خلع و ظهارش صحيح است ، و اقرارش تا آنجا كه مربوط به مال نباشد صحيح است و اگر اقرار به دزدى كند در مال صحيح نيست ، لكن در حد صحيح است و اجرا مىشود . مريض بودن مسأله 1 - مريض اگر بيماريش منجر به مرگش نشود و مرضش مرض موت نباشد ، مثل سالم است در اين كه تمام تصرفاتش صحيح و نافذ است . بلى اگر وصيت بكند ،